تبليغاتX
کشکول میرزا مهدی

سهروفیروزان  

دوستان و همشهریان عزیز، اهالی محترم سهروفیروزان، چون این وبلاگ جنبه عمومی دارد، برای بیان دیدگاه ها، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود در مورد سهروفیروزان به وبلاگ های سهروفیروزان مراجعه فرمایید. وبلاگ های سهروفیروزان در لیست پیوندهای روزانه این وبلاگ وجود دارد.

لطفا برای بیان دیدگاه های خود در مورد سهروفیروزان بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

سهروفیروزان چه خبر؟                www.sohrfirozan.lxb.ir

سهروفیروزان           www.sohrofirozan.mihanblog.com

 

+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در چهارشنبه 1391/02/27 و ساعت 16:40 |

بسم الله الرحمن الرحیم

یه روز یه ترک بود . . .  

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.

شجاع بود و نترس!

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود، با کمک دیگر مبارزان ترک، در برابر دیکتاتوری ایستاد و برای مردم ایران، آزادی می خواست.

او در این راه زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک، طعم ازادی و مردم سالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

یه روز یه رشتی بود . . .  

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.

او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند، اما سرزمینش و مردمانش را دوست داشت.

او برای همین در برابر ستم ایستاد.

آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی بود . . .

اسمش حسین خرازی.

وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ گلوله و خمپاره.

کارش شد دفاع از مردم سرزمینش، از ناموسشان و از دینشان.

آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و . . .

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و دست به کار شدند تا قفل دوستی ما را بشکنند.

و از آن پس، ( یه روز یه . . . بود ) را کردند جوک، تا این ملت به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر، حتی جانشان را هم نثار کرده اند، به جوک ها، طعنه ها و تمسخر ها سرگرم باشند.


برچسب‌ها: ترک, عرب, اصفهانی, جوک
+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در سه شنبه 1391/02/26 و ساعت 23:33 |

بسم الله الرحمن الرحیم

دور روز مونده به عروسی.

مثلا الان چهارشنبه و فردا پنج شنبه و جمعه و شنبه مصادف با میلاد فاطمه (س).

عروسی دقیقا شب شنبه.

از چهارشنبه که نماز تعطیل شد و رفته سراغ حنا بندون و چیدن وسایل زندگی و جمعه هم که روز اصلی کار ماست، وقت برای نماز نیست.

اگه وضو بگیره برا نماز حتما آرایشش پاک میشه، اینکه بره زیر آفتاب آرایشش شل بشه به طریق اولی وضو پاک پاکش می کنه، پس این دو روز رو نمی خونه، دو روز دو هزار روز نمیشه!!! فک وفامیلاشم که از صبح تو آرایشگاه باهاشن!!!

ای وای ساعت 7 شد مهمونا اومدن. همه هم کیف کردن که عجب باغ و تالاری!!!

اذان مغرب ساعت  20 و 11 دقیقه به افق اصفهان.

مهمونا همه نشستن سر میزاشون، یه عده دارن کنار باغ سیگار می کشن.

یکی هم از بس موز خورده شبیه میمون شده.

دی جی هم در حال زدن و یه عده هم مشغول پایکوبی.

ای وای پس نماز چی؟

ای بابا بی خیال، کی دیگه فکر این چیزاس.

شام خورده شد و همه رفتند دنبال زندگی عادیشون، نمی دونی چه بچاپ بچاپی بود.

موندن فامیلای درجه یک، تا عروس رو بردن خونشون شد 4 و 35 دقیقه.

بوق بوق بوق!

همه تحویل دادن و برگشتن و رسیدن خونه. خواب همه جا رو فرا گرفته!

ای بابا پس نماز صبح چی؟ بخواب بابا خدا قضاشو برا همین گذاشته دیگه!!!

جالب اینکه نمی دونم به چه نیتی شب تولد اولاد پیامبر عروسی می کنن.

و جالب تر اینکه میگن چرا آمار طلاق رفته بالا!

سالی که نکوست از بهارش پیداست.

بازیمون گرفته؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


برچسب‌ها: عروسی
+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت 23:17 |

بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم به فوتبال علاقه داری یا نه، اگر علاقه داری و همیشه یا خودت می بینی و یا نتیجه نهایی را از دوستانت می پرسی، بدان که در بازی فوتبال از سه موقعیت حساس بیشتر برای وارد نمودن توپ به دروازه حریف استفاده می شود، این سه موقعیت عبارتند از:

موقعیت کرنر

موقعیت پنالتی

موقعیت ضربه مستقیم که به خاطر خطای حریف در پشت محوطه ایجاد می شود

در زندگی ما نیز سه لحظه و موقعیت حساس است که شیطان توپ گناه را وارد دروازه دل ما می نماید و در نامه اعمال ما ثبت می شود.

این سه موقعیت کدامند؟

حکایت از این قرار است که پس از نفرین حضرت نوح علیه السلام وهلاکت گنهکاران، شیطان به خدمت حضرت نوح آمد و گفت: ای نوح تو به گردن من حقی داری که من به عنوان تشکر در مقابل این حق می خواهم خدمتی به تو بنمایم.

حضرت نوح علیه السلام به شیطان فرمودند: برای من بسیار ناگوار و بد است که به گردن تو حقی داشته باشم، حال بگو ببینم این حق چیست؟

ابلیس گفت: این که تو نفرین نمودی که خدایا! ریشه کفار را از زمین برکن و آنان را محو نما(  نوح: 26 )، اکنون گنهکاران غرق شده اند و من شیطان مدتی در مرخصی و استراحت به سر می برم! و می توانم برای فریب آیندگان خوب برنامه ریزی نمایم.

حضرت نوح علیه السلام فرمودند: حال ای شیطان چنین حقی را چگونه می توانی جبران نمایی؟

شیطان گفت: ای نوح بدان که من در سه موقعیت بسیار به انسان نزدیک هستم و می توان با استفاده صحیح از این سه موقعیت انسانها را گمراه نمایم. این سه موقعیت عبارتست از:

1-عصبانیت

2-قضاوت

3- خلوت با زن نامحرم

که می کوشم با سایر هم تیم های خودم از این سه موقعیت استفاده نمایم و توپ گناه را وارد دروازه دل انسانها قرار دهم.

به قول بهار ( خوب و بد زندگی ) : شیطون همیشه تو کمینه، 90 دقیقه نیس، همه عمر زندگی دنبالمونه!  ایشاا... هیچوقت تو دلمون کمین نکنه.....


برچسب‌ها: فوتبال, شیطان, گناه
+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در دوشنبه 1391/02/18 و ساعت 5:38 |

عکس:

سید علی شریعتی

حمیدرضا وکیلی

 

+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در چهارشنبه 1391/02/06 و ساعت 20:14 |

 

آیا نه گفتن خوب است یا بد؟

چه وقت باید نه بگوییم؟

چرا باید نه بگوییم؟

نه گفتن به موقع چه زمانی است؟

 

دوست عزیزم حاج رضا نصیری به من گفت:

چهارتا سوال بهت میگم بذار تو وبت، به سه نفر از کسایی که درست جواب بدن جایزه میدم،  نمی دونم جایزه ش چیه ولی می دونم که هر کی برنده بشه واسش پست می کنه.

پس این چهارتا سوال رو جواب بدید و جایزه بگیرید.

برندگان مسابقه:

آرزو می کردم

باران بهاری

+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در سه شنبه 1391/02/05 و ساعت 1:26 |

متنی که مطالعه می فرمایید از دوست خوبم جواد چوپانی است که امروز به دستم رسیده است.

جایگاه کار و کارگر

خود کار کردن و تلاش برای امرار معاش از سفارشات مؤکد اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است.

گاهی از انسان نزد معصوم تعریف می شد، ولی وقتی مغصوم می فهمید که آن شخص صرفا عابد خوبی است ولی به دنبال کسب روزی برای خود و خانواده خود نیست، معصوم از او منزجر می شدند و این کار یعنی سربار جامعه شدن را نهی می کردند. در جامعه هر کس باید بار خود را خودش به دوش بکشد و اگر چنین نباشد و بار خود و زندگی خود را بر دوش دیگران بیندازد، منفور مردم آن جامعه می شود.

بلکه از این بالاتر، در دیدگاه اهل بیت و اسلام عزیز، بالاترین عبادات در کسب روزی حلال است. و شخصی که طالب در کسب روزی حلال باشد، مثل مجاهد فی سبیل الله محسوب می شود.

مگر نشنیده اید که پیامبر اسلام بر دست پینه بسته کارگری بوسه زده و فرموده اند: این دست آتش جهنم را لمس نمی کند.

تولید ملی

در هر جامعه ای نیازهایی وجود دارد. مردم اساسا به خاطر همین نیازها در کنار هم جمع شده اند و جامعه را تشکیل داده اند. هر کدام از این افراد نیاز دیگری را برطرف می کند و او هم متقابلا نیاز اشخاص دیگر را. در جوامع ابتدایی هر خانواده ای سعی می کردتمام نیاز خود را خودش برطرف کند. این مطلب را تا حدودی می توان در روستاها و زندگی عشایری مشاهده کرد.

ولی با گسترش جوامع و پیچیده تر شدن نیازها، دیگر یک خانواده قادر به برطرف کردن تمام یا اکثر نیازهای خود نیست. مثلا پدر و مادر نمی توانند هم سر کار بروند و هم به فرزندان خود علوم گسترده امروزی را تعلیم دهند. این خانواده به اقراد دیگری مثل: نانوا، معلم، کارمند بانک، مغازه دار، تولیدکننده لباس، فروشنده لباس و . . . . نیاز دارد.

پس هر کس به تناسب استعداد و علاقه و شرایط خود وظیفه ای را بر عهده می گیرد تا نیاز جامعه را برطرف کند.

در اسلام هم یکی از واجبات شرعی، زمانی است که شخصی استعداد و شرایط یک شغل را دارد و آن شغل در جامعه ترک شده و جامعه نیاز مبرم به آن دارد. اینجاست که بر شخص واجب عینی می شود که این شغل را بر عهده بگیرد .

جامعه ای موفق است که بتواند تمام نیاز های خود را برطرف کند و به اصطلاح تولید ملی و بومی آن جوابگوی نیازهای جامعه باشد.

حمایت از کار و سرمایه ایرانی

با توجه به مباحث قبل، اگر مردم یک جامعه به تولیدات افراد خود آن جامعه بی اعتنایی کنند، و خواستار آنها نیاشند، در درجه اول افرادی را که عهده دار آن کالا بودند ضرر می بینند. در واقع به نظر ما حمایت مردم هر جامعه ای از کار، این است که به تولیدات خود آن جامعه بها دهند و مصرف و نیاز خود را از جامعه خود برطرف کنند.

در هندوستان، خرید کالای هندی برای مردم آن کشور اولویت دارد، مگر آنکه کالایی را بخواهند که نوع هندی آن موجود نباشد. این فرهنگ در رشد اقتصادی هند موثر بوده و هست، به طوری که این کشور را در زمره کشورهای در حال توسعه از نظر اقتصادی با سرعت بالا قرار داده است.

اما متاسفانه عکس این فرهنگ در کشور ما شیوع دارد. در اینجا مردم به اجناس خارجی بها می دهند تا حدی که خود تولید کننده های داخلی مجبورند علامت جنس خارجی را به دروغ روی جنس خود قرار دهند.

کشور عزیزمان ایران، دارای سرمایه های بسیار غنی است و می توانیم خودمان نیاز مردم خود را برطرف کنیم.

با توجه به تحریم های اقتصادی از طرف غرب و آمریکای جنایتکار، نمی توانیم احتیاج خود را به این کشورها عرضه کنیم، لذا اگر خودمان را از اینها بی نیاز کنیم، تمام نقشه های آنها در این میدان نبرد خنثی می شود.     

 


برچسب‌ها: تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در چهارشنبه 1391/01/30 و ساعت 16:20 |

خانواده هایی که در اطرافم می شناسم تقریبا هیچ یک از خانم های خانه، حق شوهرشان رو ادا نمی کنند.

نمی گویم مرد نسبت به همسرش وظیفه ای ندارد و یا نباید وظیفه اش را انجام بدهد؛ ولی با توجه به روایات و احادیث، مردان حق بیشتری بر گردن زنهایشان دارند که زنها باید ادا کنند.

چرا؟

چون از دامن زن مرد به معراج می رود!

چون بهشت زیر پای مادران است که او هم یک زن است!

تربیت فرزندان هم که کار زنان است.

و . . .

پس کسی که مرد را به معراج می برد و بهشت از آن اوست حتما باید بهتر از مرد وظیفه اش را انجام دهد تا یک مرد بتواند روی او حساب کرده و از دامن او به معراج برود و بتواند زیر سایه اش بهشت را تجربه کند.

یک زن باید هماهنگ با شوهرش باشد.

رسول خدا (ص) فرمود:

مرد حقی بر همسرش دارد و آن حق این است که چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و جواب مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد.

قبول ندارید؟ مراجعه کنید به مستدرک المسائل، جلد 14، صفحه 238 !  

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

برای زن هیچ شفاعتی در پیشگاه پروردگار به اندازه رضایت شوهرش ثمر بخش و مفید نیست.

بازم قبول ندارید؟ من که نمیگم! امام باقر علیه السلام، تکرار کن! امام باقر علیه السلام؛ در کجا؟ سفینه البحار، ج1، ص 561 .

و نکته ای که در اکثر خانم ها مشاهده می گردد قهر کردن است.

پیامبر عزیز خدا (ص) فرمودند:

هر زنی که با شوهرش قهر کند در حالی که خودش مقصر بوده است، در روز قیامت با فرعون و هامان و قارون در پایین ترین جایگاه آتش محشور می شود مگر اینکه توبه کند و نزد شوهرش بازگردد.

این هم در کتاب مکارم الاخلاق موجود است.

حدیث بسیار است، مهم عمل کردن به آن است.

 


برچسب‌ها: وظایف زن نسبت به شوهرش
+ نوشته شده توسط میرزا مهدی در دوشنبه 1391/01/21 و ساعت 22:13 |